هیئت سرابی های مقیم مرکز (جوادیه)
همانا قیام من برای اصلاح امّت جدم بود و هدف مهم من امر به معروف و نهی از منکر است.امام حسین (ع)

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393
آپلود عكس رایگان و دائمی" alt="" />

ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : جمعه 3 مرداد 1393
منابع محلی در استان نینوا اعلام کردند بولدوزهای گروه تروریستی «داعش» مرقد حضرت یونس (ع) را با خاک یکسان کرد.
به گزارش «سومریه نیوز»، «زهیر الجبلی» رئیس شورای پشتیبانی «ام الربیعین»، روز پنجشنبه گفت: «عناصر گروه تروریستی داعش، امروز در اقدامی بی‌سابقه از مردم خواستند در انفجار مرقد حضرت یونس (ع) به عنوان یک نماد فرهنگی و دینی مهم، حضور داشته باشند.» 

الجبلی افزود: «بعد از منفجر کردن این مکان، بولدوزرهای داعش آنجا را تخریب و با خاک یکسان کردند.» 

به گفته رئیس شورای پشتیبانی ام الربیعین، عناصر داعش، همچنین روز گذشته حسینیه «وادی اخضر» را منفجر کردند و در حال حاضر خود را برای منفجر و تخریب کردن مسجد تاریخی و مهم «نجیب جادر» آماده می‌کنند. 

وی نسبت به تخریب مساجد و مرقدهای بیشتر در استان نینوا توسط تروریست‌های داعش هشدار داد و از مراجع دینی و جامعه جهانی خواست «برای نجات اهالی موصل وارد عمل شوند؛ زیرا داعش دیگر کشورهای منطقه را نیز تهدید خواهد کرد.» 

یک منبع محلی در استان نینواد، روز گذشته اعلام کرد عناصر گروه داعش، به تخریب مرقد حضرت یونس اقدام کردند و همچنین آنها مرقد امام ابوالعلی و یک مسجد و یک حسینه را در شهر موصل منفجر کردند. 

گروه تروریستی داعش در تاریخ چهارم ژوئیه شهر موصل، مرکز استان نینوا و دومین شهر بزرگ عراق، و نیز شهر تکریت، مرکز استان صلاح‌الدین، را تصرف و پس از مدتی در مناطق تحت اشغال خود حکومت به اصطلاح «خلافت اسلامی» اعلام کرد.


ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 2 مرداد 1393
تنها چند جمله کوتاه کافی بود تا یک شایعه عجیب در شبکه‌های اجتماعی و گروه‌های پیامکی به اشتراک گذاشته شود. شایعه ای که می گفت نام و مجسمه ابن ملجم مرادی قاتل امیرالمومنین علی(ع) در یکی از میدان‌های اصلی غزه به چشم می‌خورد.
کد خبر: ۴۱۹۱۷۲
تاریخ انتشار:۰۲ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۱:۰۹-24 July 2014
تنها چند جمله کوتاه کافی بود تا یک شایعه عجیب در شبکه‌های اجتماعی و گروه‌های پیامکی به اشتراک گذاشته شود. شایعه ای که می گفت نام و مجسمه ابن ملجم مرادی قاتل امیرالمومنین علی(ع) در یکی از میدان‌های اصلی غزه به چشم می‌خورد.




ادامه مطلب
ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 2 مرداد 1393
تنها چند جمله کوتاه کافی بود تا یک شایعه عجیب در شبکه‌های اجتماعی و گروه‌های پیامکی به اشتراک گذاشته شود. شایعه ای که می گفت نام و مجسمه ابن ملجم مرادی قاتل امیرالمومنین علی(ع) در یکی از میدان‌های اصلی غزه به چشم می‌خورد.
کد خبر: ۴۱۹۱۷۲
تاریخ انتشار:۰۲ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۱:۰۹-24 July 2014
تنها چند جمله کوتاه کافی بود تا یک شایعه عجیب در شبکه‌های اجتماعی و گروه‌های پیامکی به اشتراک گذاشته شود. شایعه ای که می گفت نام و مجسمه ابن ملجم مرادی قاتل امیرالمومنین علی(ع) در یکی از میدان‌های اصلی غزه به چشم می‌خورد.




ادامه مطلب
ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 2 مرداد 1393
اد ۱۳۹۳ - ۰۴:۵۰
روزهای خوب ماه مبارک رمضان به پایان نزدیک می شود و از همین رو برخی مراجع تقلید مبلغ زکات فطره را برای مقلدان خود اعلام کرده اند.
تاکنون چهار مرجع تقلید میزان زکات فطره را اعلام کرده اند که نظر آنها را در جدول زیر می خوانید.

 

نام مرجع

میزان فطریه اعلام شده

آیت‌الله شبیری‌زنجانی

مبلغ زکات فطره را 4000 تومان عنوان شده است. هر شخص باید براى خودش و كسانى كه نان‌خور او هستند، هر نفر یك صاع از خوراكی هاى رایج در آن منطقه، همچون گندم، جو، خرما، كشمش، برنج و مانند اینها، به مستحقّ بدهد و اگر پول یكى از اینها را هم بدهد كافى است.

آیت‌الله موسوی‌اردبیلی

4 هزار تومان برای گندم، و برای برنج قیمت سه کیلو برنجی که در آن محل خرید و فروش می‌شود.

آیت الله یوسف صانعی

برای هر نفر به قیمت گندم 4000 تومان و به قیمت برنج 15000 تومان است.

آیت‌الله علوی‌گرگانی

5 هزار تومان بابت سه کیلو گندم برای هر نفر تعیین شده و کسانی که مایل به پرداخت فطریه از برنج هستند باید قیمت آن را ملاحظه کرده و به ازای هر نفر سه کیلو از آن را بپردازند و متوسط قیمت آن، مبلغ 15 هزار تومان تعیین شد



ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393

چگونگى مرگ هارون
اى بنى اسرائیل ! برادرم مرا نكشت من به مرگ خود وفات كردم .
به این مطلب امتیاز دهید
00
0 نظر
[-]اندازه متن[+]


به گزارش سرویس دینی جام نیوز، طبرسى از ابن عباس روایت كرده كه گفت : از امیرالمؤ منین (علیه السلام ) پرسیدند یا على (علیه السلام ) چگونه بنى اسرائیل موسى را اذیت و آزار كردند ولى خداوند او را تبرئه كرد.

 

حضرت فرمود: روزى موسى (علیه السلام ) به همراه برادرش هارون به مكانى مى رفتند، وقتى به كوهى رسیدند، خداى تعالى هارون را قبض روح كرد، موسى وقتى بازگشت و به بنى اسرائیل خبر داد كه هارون وفات كرده ، بنى اسرائیل به موسى (علیه السلام ) گفتند: هارون را بردى و به قتل رساندى اكنون آمده اى و به ما مى گویى او وفات كرده ، تو حسادت مى كردى بر هارون ، چرا كه ما او را بیشتر دوست مى داشتیم زیرا او از تو به ما ملایم تر و سازگارتر بود.

 

خداوند موسى (علیه السلام ) را از آن تهمت و افترا منزه ساخت و تبرئه كردآن گونه كه امر كرد تا جسد هارون را بیرون آورده و برمحافل بنى اسرائیل گردانیدند، هارون مى گفت : اى بنى اسرائیل ! برادرم مرا نكشت من به مرگ خود وفات كردم ، پس از آن فرشتگان او را بردند و به مكانى دفن كردند كه كسى بر آن اطلاع پیدا نكرد.



ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393
 پول‌نیوز- مردم پاکستان در عید فطر لباس‌های مخصوص دست‌دوز می‌پوشند. همین موضوع باعث شده تا خیاطان پیش از رسیدن این عید، برای آماده کردن هر چه بیشتر این لباس‌ها تلاش کنند.





ادامه مطلب
ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 30 تیر 1393

sabei

 

دانشمند معروف" راغب" در كتاب" مفردات" مى ‏نویسد: آنها جمعیتى از پیروان نوح علیه السلام بوده ‏اند، و ذكر این عده در ردیف مؤمنان و یهود و نصارا نیز دلیل آن است كه اینان مردمى متدین به یكى از ادیان آسمانى بوده، و به خداوند و قیامت نیز ایمان داشته ‏اند.
و اینكه بعضى آنها را مشرك و ستاره ‏پرست، و بعضى دیگر آنها را مجوس مى‏ دانند صحیح نیست، زیرا آیه 17 سوره حج،" مشركان" و" مجوس" را در كنار" صابئان" آورده مى ‏گوید: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هادُوا وَ الصَّابِئِینَ وَ النَّصارى‏ وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذِینَ أَشْرَكُوا ...
بنا بر این صابئان بطور یقین غیر از مشركان و مجوسند.

اما اینكه آنها چه كسانى هستند؟ بین مفسران و علماى ملل و نحل اقوال گوناگونى وجود دارد و نیز در اینكه ماده اصلى این لغت (صابئین) چیست؟ بحث است.
" شهرستانى" در كتاب" ملل و نحل" مى‏ نویسد:" صابئه" از" صبا" گرفته شده، چون این طائفه از طریق حق و آئین انبیاء منحرف گشتند لذا آنها را" صابئه" مى‏ گویند.
در" مصباح المنیر فیومى" آمده:" صبا" به معنى كسى است كه از دین خارج شده و به دین دیگرى گرویده.
در" فرهنگ دهخدا" پس از تایید اینكه این كلمه عبرى است مى ‏گوید:
" صابئین" جمع" صابى" و مشتق از ریشه عبرى (ص- ب- ع) به معنى فرو رفتن در آب (یعنى تعمید كنندگان) مى ‏باشد. كه به هنگام تعریب" ع" آن ساقط شده و" مغتسله" كه از دیر زمانى نام محل پیروان این آئین در خوزستان بوده و هست ترجمه جامع و صحیح كلمه" صابى" است.
محققان معاصر و جدید نیز این كلمه را عبرى مى ‏دانند.
" دائرة المعارف" فرانسه جلد چهارم صفحه 22 این واژه را عبرى دانسته و آن را به معنى فرو بردن در آب یا تعمید مى ‏داند.
" ژسینوس" آلمانى مى‏ گوید: این كلمه هر چند عبرى است ولى محتمل است از ریشه‏ اى كه به معنى ستاره است مشتق باشد.
نویسنده" كشاف اصطلاح الفنون" مى‏ گوید:" صابئین فرقه‏ اى هستند كه ملائكه را مى‏ پرستند، و" زبور" مى ‏خوانند، و به قبله توجه مى‏ كنند.
در كتاب" التنبیه و الاشراف" به نقل" امثال و حكم" صفحه 1666 آمده:
" پیش از آنكه زرتشت آئین مجوس را به" گشتاسب" عرضه كند و او آن را بپذیرد مردم این ملك بر مذهب" حنفاء" بودند و ایشان صابئانند، و آن آئینى هست كه" بوذاسب" آن را به زمان" طهمورس" آورده است.
و اما علت اختلافات و گفتگو در باره این طائفه این است كه: در اثر كمى جمعیت آنها و اصرار به نهان داشتن آئین خود، و منع از دعوت و تبلیغ و اعتقاد بر اینكه: آئین آنها، آئین اختصاصى است، نه عمومى، و پیغمبرشان فقط براى نجات آنها مبعوث شده است و بس، وضع آنها به صورت اسرارآمیزى در آمده، و جمعیت آنها به سوى انقراض مى ‏رود. این به خاطر همان احكام خاص و اغسال مفصل و تعمیدهاى طولانى است كه باید در زمستان و تابستان انجام دهند، ازدواج با غیر همكیش خود را حرام مى ‏دانند و حتى الامكان به رهبانیت و ترك معاشرت بانوان دستور مؤكد دارند و بسیارى از آنها بر اثر آمیزش فراوان با مسلمانان تغییر آئین مى ‏دهند.
عقاید صابئان
آنها معتقدند نخست كتابهاى مقدس آسمانى به آدم، و پس از وى به نوح، و بعد از او به سام، و سپس به" رام"، و بعد به ابراهیم خلیل، سپس به موسى و بعد از او بر یحیى بن زكریا نازل شده است.
كتابهاى مقدسى كه از نظر آنان اهمیت دارد عبارتند از: 1-" كیزاربا" كه این كتاب را" سدره" یا" صحف" آدم نیز مى ‏نامند كه از چگونگى خلقت و پیدایش موجودات بحث مى ‏كند.
2- كتاب" ادرافشادهى" یا" سدرادهى" كه در باره زندگى حضرت یحیى و دستورات و تعالیم او سخن مى ‏گوید. آنها معتقدند این كتاب به وسیله جبرئیل به یحیى وحى و الهام شده.
3- كتاب" قلستا" در باره مراسم ازدواج و زناشویى و كتابهاى فراوان دیگرى نیز دارند كه به خاطر اختصار از ذكر آنها صرفنظر مى‏ شود.
چنان كه از گفته بالا و از نظر محققان در اثر چگونگى پیروان این آئین به دست مى ‏آید آنان پیروان یحیى بن زكریا مى ‏باشند، و هم اكنون قریب پنجهزار نفر از پیروان این آئین در خوزستان (كنار رود كارون و در اهواز، خرمشهر، آبادان شادگان) به سر مى‏ برند.
آئین خود را به حضرت یحیى بن زكریا كه مسیحیان او را یحیى تعمید دهنده یا" یوحناى معمد" مى‏ خوانند منسوب نموده ‏اند.
ولى نویسنده كتاب" بلوغ الارب" مى‏ گوید:" صابئین" یكى از ملتهاى بزرگ هستند و اختلاف نظر در باره آنها به نسبت معرفت افراد از آئین آنان است و همانطور كه از آیه 62 بقره بر مى ‏آید این جمعیت به دو گروه مؤمن و كافر تقسیم مى ‏شوند، اینان همان قوم ابراهیم خلیلند كه ابراهیم مامور دعوت آنان بود، آنها در" حران" سرزمین صابئان زندگى مى ‏كردند، و بر دو قسم بودند: صابئان حنیف و صابئان مشرك.
مشركان آنها به ستارگان و خورشید و قمر و ... احترام مى‏ گذاشتند و گروهى از آنان نماز و روزه انجام مى‏ دادند، كعبه را محترم مى ‏شمردند و حج را به جا مى ‏آوردند، مردار، خون، گوشت خوك و ازدواج با محارم را همچون مسلمانان حرام مى ‏دانستند. عده ‏اى از پیروان این مذهب از بزرگان دولت در بغداد بودند كه" هلال بن محسن" صابئى از آن جمله است.
اینان اساس دین خود را به گمان خویش بر این پایه قرار داده ‏اند كه: بایست خوبى هر كدام از ادیان جهان را گرفت و آنچه بد است از آن دورى جست، اینان را به این جهت صابئین گفتند كه از تقید به انجام تمام دستورات یك دین سرپیچیدند ...
بنا بر این اینها با تمام ادیان از یك نظر موافق و از نظر دیگر مخالف هستند.
جمعیت صابئان حنیف با اسلام هماهنگ شدند و مشركان آنها با بت پرستان همراه گردیدند.
وى در پایان بحث بار دیگر متذكر مى ‏شود كه این گروه دو قسم بودند: صابئان مشرك و صابئان حنیف و بین این دو مناظرات و بحثهاى فراوانى رد و بدل مى ‏شد.
از مجموع بحثهاى فوق بر مى ‏آید كه آنها در اصل پیرو یكى از پیامبران الهى بوده ‏اند، اگر چه در تعیین پیامبرى كه آنها خود را وابسته به او معرفى مى ‏كنند اختلاف است. همچنین روشن شد كه آنها جمعیت بسیار كمى هستند كه در حال انقراض مى ‏باشند.

منبع: تفسیر نمونه، ج1، ذیل تفسیر آیه 62 سوره مبارکه بقره

اضافه کردن نظر



ارسال توسط حیدر امیرپور

طبق تعابیر قرآن کریم کسانی که به سهولت زور و زر و فریب، ولایت طاغوت را می پذیرند و در مقابل ولایت طاغوت زبونی از خود نشان می دهند، اینها به ولایت اولیاء الله که می رسند جرأت پیدا می کنند، جسارت و پروریی پیدا می کنند.

عبدالله بن عمر را آوردند با علی بن ابیطالب بیعت کند. آقا فرمود که مجبورش نکنید. گفتند بیعت نمی کند. آقا فرمود خب بیعت نکند، رهایش کنید. گفتند پدر ایشان (خلیفه دوم مسلمین) هر کس بیعت نمی کرد را گردن می زد. شما هم گردنش را بزنید. آقا فرمود نه رهایش کنید.

به عبدالله بن عمر می گفتند با علی بیعت کن، می گفت خب من نرسیدم به اینکه ایشان خلیفه مسلمین است.

همین آقای عبدالله بن عمر، یک روزی حجاج بن یوسف سقفی آمد مدینه. حجاج بن یوسف سقفی سفاک و خونریز بود که در صدر اسلام به اندازه او کسی آدم نکشته. گرسنه اش بود، اشتها نداشت برای غذا خوردن، میلش نمی کشید، می گفت یک نفر بیاورید رگ بزنید، این در خون خودش دست و پا بزند، من اشتها بیایم غذا بخورم.

می گویند در شهری می رفت، مدینه، بصره، کوفه تاریخ نوشته، در کوچه ها به جای آب وسط کوجه خون جاری بود، تا وقتی که حجاج بود عادی بود. جوی خون راه می انداخت.

آن وقت حجاج بن یوسف سقفی آمده بود مدینه، بعد از بصره، همه حساب کار خودشان را کردند، نصف شب رسیده، همان موقع در زدند. کیست؟ کیست در دارالاماره را دارد می زند؟ آقا یکی از پیرمردهای بزرگ قوم است. کی است؟ بیاوریدش ببینم. عبدالله بن عمر است. چه کار دارد نصف شبی؟ می خواهد با شما بیعت کند. بگویید وقت نداریم، فردا بیاید بیعت کند. چه خبر است نصف شبی؟ خسته هستیم! نه می گوید من نمی روم، باید امشب بیعت کنم، بگو بیاید ببینم چشه، چه مرگش است.

چته؟ بگو ببینم! گفت می خواهم با تو بیعت کنم. گفت حالا چرا نصف شبی؟ گفت پیامبر فرموده است کسی امامی را با بیعت نکرده باشد بمیرد، مات میته جاهلیه! گفت حالا من که امام نیستم، من نماینده امیرالمومنین یزید هستم، نماینده اش هستم. گفت باشد، نماینده اش هم مثل خودش، من باید بیعت کنم با تو. گفت حالا خسته هستم بگذار فردا صبح. گفت من اگر امشب مرگم برسد چه کنم؟

نامرد، پنج سال با امیرالمومنین علی ابن ابیطالب بیعت نکردی حالا ...

می گوید حجاج پایش را دراز کرد، گفت من الان حال ندارم دستم را دراز کنم، پایم را دراز کنم با پایم بیعت می کنی؟ گفت با پایت بیعت می کنم. خم شد پای حجاج بن یوسف سقفی را گرفت بیعت کرد.

کسی با دست علی ابن ابی طالب بیعت نکند به جایی می رسد که با پای حجاج بن یوسف سقفی بیعت می کند.

منبع: حجه الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان نشریه داد

برچسب‌ها: بیعت، حق، باطل



ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 29 تیر 1393
  • ارسال برای چاپ
  • ۱۳۹۳/۴/۲۸ | ۱۰:۱۲
  • کد :۱۰۸۶۰
نماز در بیان امیرالمومنین علی (ع)
و خدا را خدا را! در مورد نماز در نظر داشته باشید كه آن، ستون دین شما است ...

 

نماز، ستون دین

 حضرت مولی امیر المؤمنین (سلام‌الله‌علیه) به امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) فرمود: «وَ اللهَ، اللهَ فِی الصَّلاهِ فَاِنَّهَا عَمُودُ دِینِكُمْ؛»[1] و خدا را خدا را! در مورد نماز در نظر داشته باشید كه آن، ستون دین شما است.

 




ادامه مطلب
ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 29 تیر 1393
ر مورد اینكه انسان پس از خوابیدن روحش به كجا مى ‏رود، بدان كه روح آدمى مرتبط به ریح است و ریح با هواء، تا وقتى كه صاحب آن روح براى بیدارى به جنبش در آید...
روح آدمی در هنگام خواب به کجا می رود؟
سرویس مذهبی افکارنیوز- از امام جواد علیه السّلام نقل است كه روزى حضرت أمیر علیه السّلام به همراهى فرزندشان حسن و سلمان فارسىّ- در حالى كه به دست سلمان تكیه داده بودند- به مسجد الحرام وارد شده و جلوس فرمود، ناگاه مردى خوش سیما و خوش لباس پیش آمد و بر آن حضرت سلام كرد، سپس گفت:



ادامه مطلب
ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 29 تیر 1393
روز قیامت شیعیان چگونه فراخوانده می شوند؟
یکشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۱۴
اى انصار من! فرزندانتان را به دوستى على (ع) آزمایش كنید هر یك از فرزندانتان كه او را دوست داشته باشد بدانید به راه راست و صراط الهى هدایت یافته .
روز قیامت شیعیان چگونه فراخوانده می شوند؟
سرویس مذهبی افکارنیوز- دوستى على (ع) نشانه پاكى ولادت و دشمنى او علامت زشتى آنست. 

جابر بن عبد اللَّه انصارى گفت: از رسول خدا (ص) شنیدم به على (ع) می فرمود: می خواهى خوشحالت كنم می خواهى عطیه به تو بدهم می خواهى مژده به تو بدهم؟
عرض كرد: آرى مرا مژده بده.
فرمود: من و تو از یك طینت آفریده شدیم و شیعیان ما را خدا از مازاد طینت ما خلق كرد فرداى قیامت همه مردم را به  نامهاى مادرشان میخوانند مگر شیعیان ما را كه به نام پدرانشان دعوت می كنند زیرا خللى در نطفه آنان نمی باشد .

 ابن عباس گفته رسول خدا (ص) می فرمود: روز قیامت، مردم را به نام هاى مادرانشان می خوانند به استثناى شیعیان ما كه چون پاك طینت ‏اند به نام پدرانشان خوانده می شوند.

جابر انصارى گفته روزى عده از انصار حضور اقدس نبوى شرفیاب بودیم فرمود:
 اى انصار من! فرزندانتان را به دوستى على (ع) آزمایش كنید هر یك از فرزندانتان كه او را دوست داشته باشد بدانید به راه راست و صراط الهى هدایت یافته و هر كدامشان كه او را دشمن بدارد بدانید گمراهست.

منبع:الإرشاد للمفید / ترجمه ساعدى، ص39.
کد مطلب: 309822


ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : شنبه 28 تیر 1393
 تاریخ : 28 /4 /1393 ساعت :15:33
علت مخفی ماندن قبر امیرالمؤمنین(ع)

امام حسن(ع) بر پیکر پاک امیرالمؤمنین(ع) نماز خواند، پس از نماز، تابوت را کنار زدند و با جا به جا کردن خاک، آرامگاهی ساخته یافتند که سنگ نوشته‌ای نشان می‌داد که آن قبر را حضرت نوح(ع) برای حضرت علی(ع) آماده ساخته است!

جنوب نیوز- قبر مطهر مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی(ع) صدها سال قبل از خودشان آماده اما مخفی بود؛ چرا که مدفن منور آن بزرگوار که توسط حضرت نوح نبی(ع) قرن‌ها پیش ساخته شده و آن حضرت به محل واقف بود و أحدی غیر از این بزرگوار مطلع نبود و ضمن وصیتش رمزی فرمود تا محل آن برای فرزندانش روشن شود.




ادامه مطلب
ارسال توسط حیدر امیرپور


ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : جمعه 27 تیر 1393
آیت‌الله وحید خراسانی در دیدار جمعی از رؤسای هیئات مذهبی به بیان وظیفه مسلمانان در روز شهادت حضرت امیر المؤمنین(ع) پرداخت
کد خبر: ۴۱۷۳۵۸
تاریخ انتشار:۲۷ تیر ۱۳۹۳ - ۱۴:۰۰-18 July 2014
آیت‌الله وحید خراسانی در دیدار جمعی از رؤسای هیئات مذهبی به بیان وظیفه مسلمانان در روز شهادت حضرت امیر المؤمنین(ع) پرداخت.

به گزارش خبرگزاری حوزه، آیت‌الله حسین وحید خراسانی در دیدار جمعی از رؤسای هیئات مذهبی استان خراسان به تبیین وظایف مسلمانان در سالروز شهادت امیرمومنان علی(ع) پرداخت و اظهار کرد: مردمی مستغرق‌اند در نعمتی که ارزش آن نعمت را نمی‌دانند؛ قضایا سه قسم است؛ یک قسم قضایایی است که هم قابل درک است و هم قابل بیان، هم می‌شود فهمید، هم می‌شود فهمیده را مبیّن کرد؛ یک قسم از قضایاست که فهمیدنی است، امّا بیان قاصر است؛ قسم سوم قسمی است که نه قابل ادراک است و نه قابل بیان.

وی ادامه داد: جوار امام هشتم علی ابن موسی (ع) نه قابل درک است نه قابل وصف است. من خودم هر وقت متذکر این حدیث می‌شوم متحیرم! اولاً حدیث صحیح السند، آن هم به تصحیح قُدما از نظر رجالی تصحیح سند در مقام فقاهت، امر لازمی است؛ تارة تصحیح از متأخّرین است، مثل وحید بهبهانی، علامه مجلسی و اما تارة صحت سند از طریق تصحیح و توثیق قدماست، مثل نجاشی، شیخ الطائفه، شیخ طوسی؛ این حدیث از نظر فقهی، حدّی دارد که مثل شیخ انصاری درک می‌کند.

این مرجع تقلید خاطرنشان کرد: دو احتیاط در دین برای فقهای عظام هست یکی احتیاط اصولی، یکی احتیاط فقهی؛ بحث در این‌ها، فوق این مجلس است، فقط مقدمه‌ای است برای درک این حدیث؛ صحت سند این روایت به حدی است که فقیهی مثل شیخ انصاری که مجسمه‌ احتیاط در فتواست، با آن سعه‌ علم، به این سند دست از احتیاط برمی‌دارد و فتوای قاطع می‌دهد. حدیث، یک چنین حدیثی است! رجال حدیث همه موثق‌اند به توثیق شیخ و نجاشی؛ علاوه، راوی حدیث از اصحاب اجماع است؛ ممن اجمعت العصابه علی تصحیح ما یصح عنهم ! حدیث، چنین حدیثی است؛ آن وقت، بَزَنطی که از اعلام طائفه است، مخاطب در این روایت است.

وی با بیان اینکه امامی که ضمان عصمت از خدا دارد، بیانش این است گفت: به بَزَنطی فرمود کسی که علی ابن موسی الرضا را زیارت کند، کُتِبَ ـ نوشته می‌شود ـ قطعاً، کتب معنای دقیقی دارد؛ کتب علیکم الصیّام کما کتب علی الذین من قبلکم ؛ فرمود مکتوب است برای کسی که علی ابن موسی را در طوس زیارت کند به یک زیارت، هزار حج قبول شده. بَزَنطی مبهوت شد؛ او می‌فهمد یعنی چه! چه کسی در این جا خوابیده است که یک زیارت قبر او هزار حجّ بیت‌الله است! آن هم حجی که به امضای قبول الهی رسیده است. بَزَنطی متحیر ماند؛ بعد دوباره سؤال کرد برای زیارت علی بن موسی هزار حج است؟ او می‌فهمد حج بیت یعنی چه! جعله سبحانه وتعالی للاسلام علماً وللعائذین حرماً فرض حجه و اوجب حقه و کتب علیکم وفادته فقال: و لله علی النّاس حج‌البیت من استطاع الیه سبیلا؛ بعد که مبهوت شد که یک زیارت هزار حج بیت‌الله، آن هم حج قبول شده، امام جمله‌ای فرمود که عقل مبهوت است و مثل شیخ انصاری باید این حدیث را بفهمد؛ فرمود: إن کان عارفاً بحقّه فالف الف حجّة؛ اگر آن زائر، معرفت به حق علی ابن موسی داشته باشد، یک زیارتش برابر با هزار هزار حجّ قبول شده است!

آیت‌الله وحید خراسانی عنوان کرد: این جا چه کسی است؟ کسی چه خبر دارد؟ این بیان از پیغمبر اکرم(ص) در دو مورد است: یکی فاطمة بضعة منّ، دوم ستدفن بضعة منّی بأرض خراسان؛ این کلمه یعنی چه؟ یعنی ایّها النّاس! زیارت او زیارت من است. خوشا به حالتان! از امروز تصمیم بگیرید که اولا زیارت را ترک نکنید؛ و به این ترتیب به زیارت بروید که آن زیارت، اکسیر اعظم بشود؛ عمده علم و معرفت است؛ یک وقت امام هشتم را زیارت می‌کنی، این زیارت توست، اما اگر این جور به زیارت بروی، زیارت تو منقلب می‌شود؛ یکبار به نیابت پدرش حضرت موسی بن جعفر (ع) به زیارت برو، و بار دیگر به نیابت از پسرش امام نهم؛ آن وقت زیارت تو زیارت زید و عمرو نیست، بلکه زیارت موسی بن جعفر(ع) و زیارت امام محمّد جواد (ع) می‌شود و به نظر دیگر، به تو نظر می‌کند.

استاد برجسته حوزه علمیه قم گفت: این، قدر و منزلت مجاورین این بقعه است؛ آن وقت باید فهمید که این مجاورت که منشأ این عظمت و مبدأ این سعادت است، در مقاب ، مسؤولیت‌ها دارد! عمده‌ مسؤولیت این است که امام هشتم، تمام تعلق وجودش به مادرش فاطمه زهراست! تمام تعلق هستی‌اش به جدش امیرالمؤمنین(ع) است! روز شهادت این جد و این جده، باید شما هیئات مشهد آبرویی نزد این حضرت پیدا کنید، مبادا غفلت کنید! مبادا شهر دیگری در ایران در تعظیم شعائر جد و جدّه‌ او بر مشهد مقدم باشد! وظیفه‌ شما هیئات این است که روز شهادت امیرالمؤمنین (ع) ـ همه‌ی هیئات مشهد ـ با زبان روزه... مهم این است که در ایام دیگر، روزه‌دار نیستید، امّا روز بیست و یکم همه گرسنه و تشنه، به یاد آن فرق شکافته، وقتی آن هیئات بیرون بیایند، رضایت امام هشتم با شما چه می‌کند؟

وی افزود: این زندگی سر می‌آید؛ شما همه سال قبل چنین روزی بودید، امسال هم همین روز هستید، این سال که گذشت، برای شما چه ماند؟ هیچ؛ کأن لم یکن شیئاً مذکورا ! مگر عمر من و تو چند ورق دارد؟ یک ورق آن این جور برگشت، چند ورق دیگر هم همین جور برمی‌گردد و أنذرهم یوم الحسرة إذ قضی الأمر! حسرت، هنگام جان دادن است که ای کاش! می‌توانستم یک قدم در راه امیرالمؤمنین(ع) بردارم و برنداشتم؛ می‌توانستم یک عَلَم برپا کنم و نکردم؛ این حسرت چه وقت است؟ اجتمعت علیهم سکرة الموت وحسرة الفوت! دو چیز هنگام جان دادن فشار می‌آورد اول حسرت فوت، دوم سکرات موت؛ آن وقت جدایی از همه کیست که به داد می‌رسد؟ یا حار همدان! من یمت یرنی ... هر کس که بمیرد، هنگام جان دادن، علی (ع) را می‌بیند؛ بعد که او را دیدی ...

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن  که خواجه خود روش بنده‌پروری داند

تو که روز شهادت او، آن هیئت را به راه انداختی، به سر و سینه زدی، با آن شکم گرسنه و لب تشنه، آیا دم جان دادن آن صاحب کَرَمی که عقل در او مبهوت است، با من و تو چه خواهد کرد؟

آیت‌الله وحید خراسانی در ادامه تصریح کرد: کسی نزد او آمد و گفت یا علی! من گرفتارم؛ ... به قنبر رو کرد و فرمود به او هزار بده! قنبر پرسید یا امیرالمؤمنین(ع) هزار دِرهم بدهم یا هزار دینار؟ ـ هزار درهم هزار مثقال نقره می‌شود و هزار دینار هزار مثقال طلا ـ کَرَم ، این کَرَم است که فرمود: ببین به حال او کدام بهتر است! کلاهما عندی حجران؛ هر دو نزد من سنگ است؛ برای من تفاوتی نمی‌کند، چه طلا چه نقره، ببین برای کدام سودمندتر است! کسی که این دستِ باز را دارد، هنگام جان دادن با تو چه خواهد کرد؟

این مرجع تقلید عنوان کرد: این پرده‌ای را که در پشت سر است می‌بینید؟ این پرده و پرده‌ی فاطمیّه، ما این دو پرده را ترتیب دادیم که اگر شیخ ازهر، علمای حجاز گفتند که در روز سوم جمادی الثانیه و روز بیست و یکم رمضان در ایران چه خبر است، این دو پرده، جواب تمام علمای عامّه در دنیاست! و من در مسجد اعظم اعلام کردم و این اعلام به دنیا منتشر شد که اگر فخر رازی هم سر از خاک بردارد و جواب این پرده را بدهد، اول سنّی من خواهم بود! 10 سال است که این اعلام انجام شده و به مصر و حجاز هم منتشر شده، امّا همه از جواب، عاجز و درمانده‌اند.

وی گفت: مطالب این پرده‌ها از قرآن شروع می‌شود و سپس سنت قطعیه، و باز قرآن و سنت قطعیه؛ و مستند صحیح بخاری و بعد اثبات می‌شود که چه مظلومی در عالَم رفت! چه مظلومی! به اتفاق تمام مفسرین، تمام محدّثین، تمام اصحاب مسانید از عامه، در آیه‌ مباهله مراد از أنفسنا علی ابن ابیطالب است، این یک جمله از کتاب‌الله؛ اما متن صحیح بخاری این است که در سه موضع این حدیث را نقل کرده است که یا علی! أنت منّی و أنا منک؛ حجّت این جور بر دنیا تمام می‌شود. اعظم صحاح نزد همه‌ عامه، صحیح بخاری است و او این حدیث را در سه مورد نقل کرده است یا علی! تو از منی و من هم از تو ام! این دو کلمه از کتاب و سنت است و آیا دنیا می‌تواند جواب بدهد؟ اگر به حکم خداوند، علی جان پیغمبر است، اگر به حکم سنت قطعیه، علی از خود پیغمبر و پیغمبر هم از علی است، فاصله‌ میان پیغمبر و علی به سه خلیفه، با چه عنوانی قابل توجیه است؟ دنیا اگر می‌تواند جواب این دو کلمه را بدهد.

آیت‌الله وحید خراسانی خاطرنشان کرد: کسی از پای منبر او برخاست و گفت وا مظلمتاه! یا امیرالمؤمنین به من ظلم شده اس ؛ حضرت فرمود اگر به تو یک ظلم شده، امّا به من به عدد ریگ‌های بیابان، ظلم شده است. حال، وظیفه‌ ما در روز شهادت چنین کسی چیست؟ دو جمله کافی است؛ روایت معتبری است راجع به ماه رمضان؛ فرمود قد أقبل إلیکم شهر الله بالبرکة والرحمة والمغفرة، بعد به بیان اوصاف ماه رمضان در این خطبه‌ غرّاء پرداخت و ماه رمضان را وصف کرد که نَفَس‌ها در این ماه، تسبیح است و خوابتان عبادت و یک مرتبه صدای گریه‌ خاتم‌النبیین بلند شد. همه مبهوت‌اند، چه شده؟ پیامبر خاتم آن هم گریه با صدای بلند...؛ همه حیران‌اند؛ چرا؟ این اشک‌ریزان برای چیست؟... اشاره کرد به امیرالمؤمنین(ع) و گفت برای آن ضربتی که بر سر تو در این ماه وارد می‌شود!

استاد برجسته حوزه علمیه قم افزود: اگر خاتم‌النبیین قبل از این ضربت با صدای بلند برای این مصیبت گریه می‌کند، من و تو باید چه کنیم؟ افسوس که عمر گذشت و نفهمیدیم؛ قدر ندانستیم و باختیم؛ َرحِمَ الله مَنْ أحیا أمْرَنا! هر هیئتی که روز بیست و یکم بیرون بیاید، احیای امر امیرالمؤمنین(ع) است. امام ششم فرمود خدایا! آن رحمتت را بر آن کسی بفرست که امر ما را زنده کند؛ آن رحمت چه رحمتی است؟ ورحمة ربّک خیر ممّا یجمعون. آن هیئت بیرون آمد، این رحمت را برد، آن دیگری بیرون نیامد، این رحمت را از دست داد. افسوس که عظمت و اهمیت این مصیبت، نه قابل وصف است و نه قابل درک! من مبهوتم که چه بگویم؟

وی با بیان اینکه در غزوه‌ی احد، 90 جراحت به بدنش رسید گفت: پیغمبر به عیادت او آمد، دید جراحت‌ها را فتیله می‌کنند، جراحت‌ها بدن را سوراخ سوراخ کرده است و داخل این جراحت‌ها فتیله وارد می‌کنند؛ وقتی که چشم رسول خدا به این منظره افتاد، به صدای بلند گریه کرد! امیرالمؤمنین گفت یا رسول الله! همه‌ این‌ها سهل است، همه در راه خدا سهل است.

آیت‌الله وحید خراسانی بیان کرد: صبح نوزدهم ماه رمضان به مسجد آمد و قاتل خود را بیدار کرد و فرمود خبر دارم که زیر ردا چه مخفی کرده‌ای. بعد در محراب ایستاد؛ آن روز در نماز خویش، سوره‌ی انبیاء را خواند؛ یعنی چه؟ یعنی یک صد و بیست و چهار هزار پیغمبر، همه دور این محراب‌اند. سپس به سجده رفت و سر از سجده برداشت؛ جبرئیل امین وحی خداست. قرآن بخوانید تا بفهمید جبرئیل کیست! علّمه شدید القوی ذو مرّة فاستوی وهو بالأفق الآعلی؛ چنین کسی میان زمین و آسمان سه جمله دارد و هر جمله‌ای هم با والله همراه شده است. این جاست که عقل شیخ انصاری، شیخ طوسی، شهید اول و ثانی مبهوت است. وقتی ضربت به آن سر وارد شد، جبرئیل بین زمین و آسمان گفت تهدّمت والله أرکان الهدی! این کلام امین وحی خداست؛ تهدّمت والله أرکان الهدی؛ قسم به ذات قدّوس خدا که ارکان هدایت خراب شد. کلمه‌ دوم که من از گفتن آن عاجزم تا چه رسد به درک آن! گفت إنطمست والله نجوم السّماء وأعلام التقی؛ همه‌ عَلَم‌های تقوا خاموش شد و نور و بهاء ستارگان آسمان هم رفت! کلمه‌ سوم که عقل را مبهوت می‌کند این است إنفصمت والله العروة الوثقی؛ به ذات خدا قسم که عروه‌ وثقی پاره شد! این عروه‌ وثقی که شب بیست و یکم پاره شد چیست؟ قرآن را بخوانید تا بفهمید فمن یکفر بالطاغوت ویؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی؛ معنی این جمله این است که در این ضربت، ایمان به خدا به کلّی منفصم شد!



ارسال توسط حیدر امیرپور
کدخبر: 24434
  • تاریخ انتشار خبر: ۹:۴۵ ب.ظ - پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۴/۲۶
  • چاپ خبــر
hazrate masoume

عکس‌ دیده‌نشده‌ از قبر حضرت‌ معصومه(س)

عکس دیده نشده از طبقه زیر زمین حرم مطهر جضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها که در حال تکمیل شدن است.

hazrate masoume عکس‌ دیده‌نشده‌ از قبر حضرت‌ معصومه(س)



ارسال توسط حیدر امیرپور
(تعداد کل صفحات:68)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin