تبلیغات
مسجد-وهیئت سرابی های مقیم مرکز (جوادیه)
مسجد-وهیئت سرابی های مقیم مرکز (جوادیه)
همانا قیام من برای اصلاح امّت جدم بود و هدف مهم من امر به معروف و نهی از منکر است.امام حسین (ع)

مرتبه
تاریخ : سه شنبه 4 اردیبهشت 1397


ارسال توسط حیدر امیرپور

غسل جنابت، از غسل‌های واجبی است که پس از جنب شدن باید انجام شود پس برای دانستن احکام و شیوه آن این گزارش را تا انتها دنبال کنید.

به گزارش افکارنیوز، اسلام برای بسیاری از امور زندگی روزمره دستوراتی دارد . در این گزارش با "احکام و شیوه غسل جنابت" و همچنین با مستحبات این غسل و مکروحات مربوط به شخص جنب و برخی سوال های شایع درباره این غسل آشنا میشوید.

غسل جنابت چه مواقعی بر انسان واجب میشود؟

در دین اسلام بر هر مسلمان واجب است که بعد از جنب شدن غسل جنابت را انجام دهد.

همه مراجع (به جز آیات عظام بهجت، صافی و مکارم):

خروج منی در مرد دارای سه نشانه است:1. همراه با شهوت باشد. 2. با جستن بیرون آید. 3. بدن سست شود. اگر هیچ یک از نشانه‌های سه گانه و یا یکی از آنها را نداشت، حکم به منی نمی‌شود؛ مگر آنکه از راه دیگری یقین کند که منی است.

توضیح ‌المسائل مراجع، م 346؛ آیت ‌الله وحید، توضیح‌ المسائل، م 352؛ آیت ‌الله نوری، توضیح‌ المسائل، م 347؛ آیت ‌الله خامنه ‌ای، اجوبه الاستفتاءات، س 180.

آیات عظام بهجت و مکارم:خروج منی در مرد دارای دو نشانه است:1. همراه با شهوت باشد. 2. با جستن بیرون آید. اگر هیچ یک از دو نشانه یا یکی از آن دو را نداشت، حکم به منی نمی‌شود؛ مگر آنکه از راه دیگری یقین کند که منی است.

آیت ‌الله بهجت، توضیح ‌المسائل مراجع، م 346 و آیت ‌الله مکارم، تعلیقات علی العروه، غسل الجنابه.

آیت ‌الله صافی:اگر با شهوت و جستن بیرون آید و یا با جستن بیرون آید و بدن سست شود، آن رطوبت حکم منی را دارد و اگر هیچ یک از این دو نشانه را نداشت، حکم به منی نمی‌شود؛ مگر آنکه از راه دیگری اطمینان پیدا کند که منی است.V}توضیح المسائل، م 1352

فرد چه زمانی جنب می شود؟

از نظر فقها جنابت از دو راه حاصل می شود:

نزدیکی و آمیزش جنسی و دخول، اگرچه منی بیرون نیاید.

بیرون آمدن منی، (حتی بدون دخول) چه در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت باشد یا بی شهوت، با اختیار باشد یا بی اختیار.

نکته:طبق نظر اکثر فقها رطوبتی که از زنها خارج می شود، اگر همراه با شهوت (در حد ارگاسم و اوج لذت جنسی) باشد درحکم منی است و باید غسل جنابت کند. بنابراین واجب است بعد از هر مقاربت و نزدیکی زن و مرد غسل جنابت انجام دهند چه از آنها منی خارج شود یا نشود.

طریقه غسل جنابت

غسل در لغت به معنای شستن چیزی برای از بین بردن چرک آن است و در اصطلاح فقه عبارت است از :شستن تمام بدن، به قصد قربت و اطاعت از فرمان الهی.غسل جنابت

غسل دو نوع است :غسل واجب و غسل مستحبی. غسل های واجب عبارتند از :غسل جنابت، حیض، نفاس، استحاضه، مسّ میت، غسل میت و غسلی که به واسطه نذر و قسم و مانند آن واجب می شود. تعداد غسل های مستحبی هم فراوان است که در کتاب های مفصل از آنها نام برده شده است.

در میان غسل های واجب، مهم ترین آنها غسل جنابت است. اصل غسل جنابت به تنهایی واجب نیست؛ بلکه برای انجام برخی کارها (مانند نماز، روزه، مسّ قرآن و ...) به دستور شرع واجب شده است و انجام دادن این گونه اعمال بدون غسل، گناه است؛ بلکه در برخی موارد عمل باطل خواهد بود.

مراحل اصلی غسل جنابت

 نیت؛ برای نیت کردن هم لازم نیست به زبان چیزی بگویید؛ بلکه همین ‌قدر که قلباً می‌دانید برای چه کاری به حمام آمده‌اید و نیت شما انجام چه غسلی است، کفایت می‌کند و همچنین لازم نیست که برای شستن هر قسمتی از بدن نیت را تجدید کنید.

 بعد از نیت سر و گردن را به قصد غسل بشویید،

 بعد تمام طرف راست بدن تا کف پا و سپس تمام طرف چپ را بشویید و برای آن که اطمینان پیدا کنید که تمام طرف راست شسته شده است کمی از نیمه چپ را به همراه طرف راست و کمی از نیمه راست را به همراه نیمه چپ بدن بشویید.

نماز خواندن با غسل جنابت

وضو برای انجام اموری که شرط صحت و یا شرط جواز و عدم حرمت آن هاست، واجب است. کما این که برای اموری که شرط کمال آن ها و یا شرط رفع کراهت آن هاست، مستحب می باشد.

هر چیزی که به هر نحوی مشروط به وضو است، مشروط به غسل نیز می باشد. سؤال مورد بحث این است که آیا غسل واجبی هست که انجام آن انسان را از وضو گرفتن بی نیاز کند؟ با چه غسل هایی میتوان نماز خواند؟

آیات عظام امام خمینی(ره) ، بهجت ، خامنه‌ ای ، صافی و فاضل :تنها با غسل جنابت میتوان نماز خواند ؛ ولی باغسل‌های دیگر باید وضو هم گرفت.

مکروهات مربوط به شخص جنب

 خوردن و آشامیدن ؛ ولی اگر وضو بگیرد، خوردن و آشامیدن مکروه نیست و با شستن دست یا مضمضه و یا استنشاق کردن ، کراهت آن رفع نمی شود. اگر چه این کراهت کاهش می یابد.

خواندن بیش از هفت آیه از سوره های که سجده واجب ندارند. (یعنی ثواب آن کاهش می یابد).

رساندن جایی از بدن به جلد و حاشیه و میان خطهای قرآن .

همراه داشتن قرآن .

خضاب کردن به حنا و مانند آن .

مالیدن روغن به بدن .

خوابیدن ؛ البته اگر وضو بگیرد یا اگر آب ندارد به جای وضو یا غسل ، تیمم کند، خوابیدن به این حال مکروه نیست .

آمیزش کردن پس از آن که محتلم شده باشد.

عبور از مسجد، اما عبور از مسجدالنبی و مسجدالحرام حرام است.

مستحبات غسل جنابت

1 - استبرا به بول پیش از غسل جنابت ؛ در صورتی که جنابت به علت خروج منی باشد.

2 - سه مرتبه شستن دو دست تا مرفق یا نصف ذراع یا تا بند دست . در این خصوص فرقی میان غسل ترتیبی و ارتماسی نیست .

3 - سه مرتبه مضمضه (گرداندن آب در دهان ) و استنشاق کردن (آب در بینی کردن و بیرون ریختن ) پس از شستن دو دست ؛ البته یک مرتبه نیز کفایت می کند.

4 - دست کشیدن بر اندام برای اینکه یقین پیدا شود که آب به همه جای بدن رسیده است .

5 - سه بار هر یک از اعضا را غسل دادن .

6 - ذکر نام خداوند متعال با گفتن ((بسم اللّه )) یا بسم اللّه الرحمن الرحیم که ذکر دومی بهتر است .

7 - خواندن دعایی که در حال انجام غسل روایت شده است به این که بگوید:اللهم طهر قلبی و تقبل سعیی واجعل ما عندک خیرالی واشرح صدری و اجر علی لسانی مدحتک و الثناء علیک ، اللهم اجعله لی طهورا و شفاء و نورا انک علی کل شیی ء قدیر؛ البته اگر این دعا پس از تمام شدن غسل خوانده شود، بهتر است .

8 - رعایت کردن موالات (پی در پی شستن ) و شستن از بالا به پایین در غسل ترتیبی .

9 - مستحب است که زنان موهای بافته سر خود را هنگام غسل باز کنند.

10 - برای غسل از یک صاع (سه کیلو) آب استفاده شود، نه بیشتر.

آیا در هنگام روزه می توان غسل جنابت کرد؟

شخصی که در ماه رمضان جنب می شود، دو حالت دارد: یا قبل از اذان صبح جنب شده و یا بعد از اذان صبح و در طول روز جنب می شود (البته جنابت در حال روزه نباید به وسیله جماع و استمناء باشد، بلکه، مثلاً در خواب، منی از او خارج شده باشد).

غسل جنابت قبل از اذان صبح: حضرت امام خمینی (ره)

اگر جنب عمداً تا اذان صبح غسل نکند، یا اگر وظیفه او تیمم است عمداً تیمم ننماید، روزه‌اش باطل است. (توضیح المسائل (المحشی للامام الخمینی)، ج1، ص 8 – 9، م 1619)

آیة الله مکارم شیرازی :

«...، بنا بر احتیاط واجب روزه‌اش باطل است ولى اگر توانایى بر غسل ندارد یا وقت تنگ است تیمم نماید، اما اگر از روى عمد نباشد روزه‌اش صحیح است»

آیة الله فاضل لنکرانی (ره):

« کسى که بخواهد روزه ماه مبارک رمضان یا قضاى آن را بگیرد نباید تا اذان صبح عمداً در حال جنابت باقى بماند. بنابراین اگر عمداً غسل نکند و در تنگى وقت تیمم نیز نکند روزه‌اش باطل است. بقاى عمدى بر جنابت در روزه‌هاى دیگر چه واجب باشد یا مستحب ضررى براى روزه ندارد»

آیات عظام گلپایگانى، صافى :

«اگر در ماه رمضان تا اذان صبح غسل نکند و تیمم هم ننماید ولى از روى عمد نباشد مثل آن که دیگرى نگذارد غسل و تیمم کند روزه‌اش صحیح است».

و اگر در روزه واجبى که وقتش معیّن است (مانند روزه نذر) تا اذان صبح غسل نکند و تیمم هم ننماید، روزه‌اش صحیح است‌. (توضیح المسائل (المحشی للامام الخمینی)، ج1، ص 9، م 1620)

آیات عظام خوئى، تبریزى: «اگر در روزه غیر ماه رمضان و قضاى آن از روزه‌هاى واجبى که مثل روزه ماه رمضان وقت آن معیّن است جنب عمداً تا اذان صبح غسل نکند أظهر این است که روزه‌اش صحیح است».

پس، اگر در ماه رمضان قبل از اذان صبح جنابت حاصل شود، باید غسل جنابت نماید.

غسل جنابت بعد از اذان صبح و در طول روز: حضرت امام خمینی (ره)

اگر روزه دار در روز محتلم شود،(یعنی، در خواب از او منی خارج شود)، واجب نیست فوراً غسل کند؛ (توضیح المسائل (المحشی للامام الخمینی)، ج1، ص 5، م 1632)

آیة الله فاضل لنکرانی (ره):

«گر چه احتیاط مستحب آن است که فوراً غسل کند»

آیة الله مکارم شیرازی :

«هر گاه روزه دار در روز محتلم شود بهتر است فوراً غسل کند اما اگر نکند براى روزه‌اش اشکالى ندارد».

اما برای خواندن نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشاء واجب است غسل جنابت نماید. و هر گاه در ماه رمضان بعد از اذان صبح بیدار شود و ببیند محتلم شده، اگر چه بداند پیش از اذان محتلم شده، روزه او صحیح است‌.(توضیح المسائل (المحشی للامام الخمینی)، ج1، ص 5، م 1633)

آیة الله مکارم شیرازی :

«روزه‌اش صحیح است، خواه بداند پیش از اذان محتلم شده یا بعد از آن، و یا شک داشته باشد».

پس، در هنگام روزه در طول روز می توان غسل جنابت کرد.

اهمیت غسل جنابت چیست؟

همه مراجع: در میان غسل های واجب، مهمترین آنها غسل جنابت است. زیرا برای انجام برخی کارها که طهارت شرط صحت آنهاست (مانند نماز،طواف واجب، روزه ماه مبارک رمضان و مس قرآن) شخص جنب باید غسل کند؛ بلکه در بسیاری از موارد، انجام چنین اعمالی در حالت جنابت، گناه و معصیت خواهد بود.



ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397

یاد خداوند اگر در عمق جان قرار گیرد، و همچنین شنیدن آیاتى که بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل شده است هرگاه به درستى تدبر شود، باید مایه خشوع گردد.

به گزارش افکارنیوز، خداوند در آیه 16 سوره حدید، مومنین را مورد خطاب قرار می دهد و در قالب یک سوال آن ها را مواخذه می کند.« أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ؛ آیا برای اهل ایمان وقت آن نرسیده که دل هایشان برای یاد خدا و قرآنی که نازل شده نرم و فروتن شود؟»

خطاب آیه گرچه برای مواخذه است اما از طرفی آنقدر پر نفوذ است که هر انسان سلیم النفسی را به فکر وا می دارد و باعث خجالت مومن می شود.

فکرش را بکنید خداوند می گوید ای بنده من این مسیر اشتباه را رفتی، عیب ندارد، وقت آن نرسیده که به سمت خالق خود برگردی؟

تفسیر آیه

رسـیـدن وقـت هـر چـیـز اسـت، و خـشـوع قـلب آن تـاثـیـرى اسـت کـه قـلب آدمـى در قـبـال مشاهده عظمت و کبریایى عظیمى به خود مى گیرد، و منظور از ذکر خدا هر چیزى است کـه خـدا را بـه یاد آدمى بیندازد.

«تَخْشَعُ» از ماده «خشوع» به معنى حالت تواضع و ادب جسمى و روحى است که در برابر حقیقت مهم یا شخص بزرگى، به انسان دست مى دهد.

روشن است، یاد خداوند اگر در عمق جان قرار گیرد، و همچنین شنیدن آیاتى که بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل شده است هرگاه به درستى تدبر شود، باید مایه خشوع گردد، ولى قرآن گروهى از مؤمنان را در اینجا سخت ملامت مى کند که; چرا در برابر این امور، خاشع نمى شوند؟; و چرا همچون بسیارى از امتهاى پیشین، گرفتار غفلت و بى خبرى شده اند؟ همان غفلتى که نتیجه آن قساوت دل، و همان قساوتى که ثمره آن فسق و گناه است!

آیا تنها به ادعاى ایمان قناعت کردن، و از کنار این مسائل مهم، به سادگى گذشتن، و تن به زندگى مرفه سپردن، در ناز و نعمت زیستن، و پیوسته مشغول عیش و نوش بودن، با ایمان سازگار است؟!

گناه کار که با شنیدن این آیه توبه کرد

«فضیل» که در کتب رجال، به عنوان یکى از راویان موثق، از امام صادق(علیه السلام)و از زهاد معروف، معرفى شده و در پایان عمر، در جوار «کعبه» مى زیست و همانجا در «روز عاشورا» بدرود حیات گفت، در آغاز کار، راهزن خطرناکى بود که همه مردم از او وحشت داشتند.

از نزدیکى یک آبادى مى گذشت، دخترکى را دید و نسبت به او علاقه مند شد، عشق سوزان دخترک «فضیل» را وادار کرد که شب هنگام از دیوار خانه او بالا رود، و تصمیم داشت به هر قیمتى شده به وصال او نائل گردد، در این هنگام بود که در یکى از خانه هاى اطراف، شخص بیدار دلى مشغول تلاوت قرآن بود و به همین آیه رسیده بود: «أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّهِ...» این آیه همچون تیرى بر قلب آلوده «فضیل» نشست، درد و سوزى در درون دل احساس کرد، تکان عجیبى خورد، اندکى در فکر رفت، این کیست که سخن مى گوید؟ و به چه کسى این پیام را مى دهد؟ به من مى گوید: اى فضیل! «آیا وقت آن نرسیده است که بیدار شوى؟ از این راه خطا برگردى؟ از این آلودگى خود را بشوئى؟ و دست به دامن توبه زنى؟! ناگهان صداى «فضیل» بلند شد، و پیوسته مى گفت: بَلى وَ اللّهِ قَدْ آنَ، بَلى وَ اللّهِ قَدْ آنَ!: به خدا سوگند وقت آن رسیده است، به خدا سوگند وقت آن رسیده است»!

تفسیر عرفانی آیه

خواجه نصیرالدین طوسی در تعریف خشوع می گوید: «خشوع، خضوع آمیخته با ترس یا محبت است، بدین‌نحو که در اثر هیبت و عظمت محبوب بلندمرتبه، قوای طبیعی نفس به حالت سکون درمی‌آید.»

یعنی آنقدر برای محبوب ارزش و قداست و عظمت قائل باشیم که نفس سرکش خود را ساکن کرده و همانی را بخواهیم که محبوبمان بدان میل دارد.

حالا فرض کنید محبوب ما خداوندی باشد که با عظمت ترین موجود عالم است، وجودی که بر همه عالم تسلط دارد و ناظر ظاهر و باطن انسان ها است؛ آیا نباید در برابر چنین محبوبی خشوع داشت و خواسته او را به خواسته خود ترجیح داد؟

نکته جالب در تفسیر عرفانی خشوع این است که خشوع ناشی از یک حسی بین ترس و محبت است. عاشق ها از طرفی می ترسند کاری کنند که معشوق خوشش نیاید و از طرفی کشش عجیبی به معشوق خود دارند.

خشوع دارای سه مرتبه است: درجه نخست (مبتدیان)، تعبد به امر خداست و تسلیم حکم او شدن در کمال خضوع و همراه با عجز و مسکنت و اعتقاد به این‌که حق او را می‌بیند، ولو این‌که بنده حق را نبیند. درجه دوم (متوسطان) آن است که شخص بر اثر وقوف به کاستی های نفس، منتظر بروز آفات و امراض نفس همچون عُجب و ریا باشد و از این جهت حالت خشوع به وی دست دهد. همچنین از آفات نیت و عمل بترسد، حقوق دیگران را بر حقوق خود مقدّم بدارد، به فضل دیگران اذعان و فضل خود را فراموش کند و نفس خود را پاک و مبرا نداند. درجه سوم خشوع (منتهیان) آن است که شخص در مقام مکاشفه گرفتار شطحیات نگردد و در قبض و بسط ، خویش را مهار کند و به یاری خشوع، احوال و کرامات خود را پنهان سازد.



ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 4 اردیبهشت 1397


ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 4 اردیبهشت 1397


ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 4 اردیبهشت 1397
ه خبر: ۷۳۵۷۹۳ ۰ A

یک عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: گمان بد و اعمال نادرست موجب می‌شود که انسان‌ها به خود اجازه تجسس در زندگی یکدیگر را بدهند.

به گزارش افکارنیوز، حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌اکبر حسینی  با بیان این‌که «حریم خصوصی و توجه به آن یکی از مباحث مهم حقوقدانان و روانشناسان جهان امروز است» اظهار کرد: ما باید برای اینکه بتوانیم تجسس در زندگی افراد را کمرنگ کنیم به اصل مبانی و نگرش‌های اسلام نسبت به این موضوع مراجعه کنیم.

وی ادامه داد: اگر ما به این باور برسیم که قرآن برای هدایت و حفظ حرمت انسان‌ها نازل شده می‌توانیم اینگونه رفتارها را از بین ببریم. چراکه تجسس و رفتارهای ناپسند هرگز با مبانی قرآن و اسلام سازگاری ندارد و ورود به حریم خصوصی از مصداق‌هایی است که مورد سرزنش دین اسلام قرار گرفته است.

این عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی یادآور شد: از نظر حقوق شهروندی نیز تجسس در زندگی افراد کار نادرستی است. از منظر دین اسلام هم هر گناهی بخشوده می‌شود اما حق‌الناس هرگز بخشیده نمی‌شود و تجسس در زندگی افراد نیز به نوعی حق‌الناس محسوب می‌شود. در دین اسلام قدر و منزلت انسان‌ها به قدری بالاست که باید حرمت آنها حفظ شود و حرمت مؤمن از عرش خدا باشکوه‌تر است.

حسینی خاطرنشان کرد: ما در آیات قرآنی مفاهیمی داریم که باعث می‌شود زندگی انسان‌ها به شکلی درست رقم بخورد، یکی از آن آیات و سوره‌ها،‌ سوره حجرات و آیه 11 آن است که خداوند بعد از آنکه انسان‌ها را به سمت مسائل اخلاقی سوق می‌دهد به ما دستور می‌دهد که از گمان بد بپرهیزید و در زندگی یکدیگر تجسس نکنید.

وی یادآور شد: ما نباید به خاطر کوچکترین مسائل در زندگی همدیگر کنکاش کنیم و حریم و حرمت‌ها انسان‌ها را از بین ببریم.

این عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تصریح کرد: ما باید کرامت انسان‌ها را بازسازی کنیم و بدانیم که سه گناه است که هرگز بخشوده نمی‌شود، غیبت، تمسخر و تجسس. ما باید نسبت به هم یک نگاه مثبت داشته باشیم و به جای اینکه دائما در زندگی همدیگر کنکاش کنیم نگاه‌های خود را تصحیح کنیم چراکه یکی از عوامل اصلی تجسس در زندگی افراد سوءظن و خود بزرگ‌بینی افراد است.

 



ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 4 اردیبهشت 1397

شرح و تفسیر حکمت 363 نهج البلاغه را با موضوع دلیل نادانى را در اینجا بخوانید.

به گزارش افکارنیوز، نهج البلاغه با مرور قرن‌ها نه تنها تازگی و جذابیت خویش را حفظ کرده که فزون‌تر ساخته است و این اعجاز نیست مگر به سبب ویژگی هایی که در شکل و محتوا است. این امتیاز را جز در مورد قرآن نمی توان یافت که در کلام امام علی(ع) درباره قرآنآمده است: « ظاهره انیق و باطنه عمیق، لاتفنی عجائبه و لاتنقضی غرائبه » قرآن کتابی است که ظاهری زیبا و باطنی عمیق دارد، نه شگفتی های آن پایان می‎پذیرد و نه اسرار آن منقضی می‎شود. در سخن مشابهی نیز آمده است : «لاتحصی عجائبه و لاتبلی غرائبه» نه شگفتی های آن را می‎توان شمرد و نه اسرار آن دستخوش کهنگی می‎شود و از بین می‎رود.

سخنان امام علی(ع) در فاصله قرن اول تا سوم در کتب تاریخ و حدیث به صورت پراکنده وجود داشت. سید رضی در اواخر قرن سوم به گردآوری نهج البلاغه پرداخت و اکنون بیش از هزار سال از عمر این کتاب شریف می‎گذرد. هر چند پیش از وی نیز افراد دیگری در گردآوری سخنان امام علی (ع) تلاش‌هایی به عمل آوردند، اما کار سید رضی به خاطر ویژگی هایی که داشت درخشید و ماندگار شد، چون سید رضی دست به گزینش زده بود.

وقال علیه السلام:مِنَ الْخُرْقِ الْمُعَاجَلَةُ قَبْلَ الاِْمْکَانِ، وَ الاَْنَاةُ بَعْدَ الْفُرْصَةِ.

امام(علیه السلام) فرمود: عجله کردن پیش از فراهم شدن امکانات، و از دست دادن امکانات و سستى کردن پس از فرصت، از حماقت و نادانى است.

امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه به دو چیز که از نشانه هاى نادانى است اشاره کرده، مى فرماید: «عجله کردن پیش از فراهم شدن امکانات، و از دست دادن امکانات و سستى نمودن پس از فرصت، از حماقت و نادانى است»; (مِنَ الْخُرْقِ الْمُعَاجَلَةُ قَبْلَ الاِْمْکَانِ، وَ الاَْنَاةُ بَعْدَ الْفُرْصَةِ). «خُرْق» (بر وزن مرغ) به گفته غالب ارباب لغت به معناى نادانى و کم عقلى است ولى «خَرق» (بر وزن خلق) به معناى پاره کردن یا سوراخ کردن چیزى به عنوان افساد است که در قرآن مجید در داستان موسى و خضر(علیهما السلام) به آن اشاره شده است و بعید نیست هر دو به یک ریشه بازگردد زیرا پاره کردن و فاسد کردن، کار افراد نادان است. واژه «أناة» به معناى صبر کردن و تأنى نمودن در انجام کارى است. این واژه هرگاه درمورد خداوند به کار برده مى شود و مى گویند: خداوند ذو أناة است مفهومش این است که در مجازات گنهکاران هرگز تعجیل نمى کند تا اتمام حجت بر آن ها شود، و گاه این واژه به معناى سستى کردن نیز به کار مى رود همانگونه که در گفتار حکیمانه بالا دیده مى شود. به هر حال امام(علیه السلام) دو چیز را در این جا نشانه حماقت و نادانى مى شمرد: نخست تعجیل کردن قبل از فراهم شدن امکانات است مثل این که کسى در فصل غوره کردن درختان انگور اصرار بر چیدن انگور داشته باشد که نشانه نادانى است و دیگر این که وقتى فرصت ها فراهم مى شود سستى کند و به اصطلاح این دست و آن دست نماید تا فرصت از دست برود; فرصتى که شاید هرگز بازنگردد این هم نشانه بى خبرى و نادانى است. عاقل و دانا کسى است که صبر کند و در انتظار فرصت باشد و هنگامى که فرصت فراهم شد بدون فوت وقت دست به کار شود و به مقصود خود برسد. این کار نشانه مدیریت صحیح است. در روایات اسلامى در نکوهش عجله و شتاب بى مورد و همچنین نکوهش از دست دادن فرصت ها مطالب زیادى وارد شده است. ازجمله درباره عجله و شتاب بى مورد در حدیثى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)مى خوانیم: «إِنَّمَا أَهْلَکَ النَّاسَ الْعَجَلَةُ وَلَوْ أَنَّ النَّاسَ تَثَبَّتُوا لَمْ یهْلِکْ أَحَدٌ; مردم را عجله (بى جا) هلاک مى کند و اگر مردم در کارها درنگ مى کردند (و با آرامش و دقت کارها را انجام مى دادند) احدى هلاک نمى شد». قابل توجه این که در دنیاى امروز یکى از مهم ترین عوامل تصادف هاى وسایل نقلیه و مرگومیرهاى ناشى از آن عجله و سرعت هاى غیر مجاز ذکر شده است. در حدیث دیگرى از امام امیرمؤمنان(علیه السلام) در غررالحکم آمده است: «العَجولُ مُخْطِئٌ وإن مَلَکَ، المُتَأنِّى مُصِیبٌ وإن هَلَک; عجول، خطاکار است هر چند (تصادفاً) پیروز شود و کسى که با تأنى (و حساب) کار مى کند به واقع مى رسد هر چند (در پاره اى از اوقات، ظاهراً) ناکام شود». در حدیث دیگرى که مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار از امیرمؤمنان على(علیه السلام) نقل کرده است مى خوانیم: «مَنِ اسْتَطَاعَ أَنْ یمْنَعَ نَفْسَهُ مِنْ أَرْبَعَةِ أَشْیاءَ فَهُوَ خَلِیقٌ بِأَنْ لاَ ینْزِلَ بِهِ مَکْرُوهٌ أَبَداً قِیلَ وَ مَا هُنَّ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ الْعَجَلَةُ وَ اللَّجَاجَةُ وَ الْعُجْبُ وَ التَّوَانِى; کسى که بتواند خود را از چهار چیز بازدارد سزاوار است که هرگز گرفتار حادثه ناگوارى نشود. عرض کردند: اى امیرمؤمنان آن چهار چیز چیست؟ فرمود: عجله و لجاجت و خودپسندى و تنبلى». در برابر روایات مذکور، در بعضى از روایات دیگر مشاهده مى کنیم که دستور به عجله داده شده است ازجمله در حدیثى امام باقر(علیه السلام)مى فرماید: «مَنْ هَمَّ بِشَىء مِنَ الْخَیرِ فَلْیعَجِّلْهُ فَإِنَّ کُلَّ شَىء فِیهِ تَأْخِیرٌ فَإِنَّ لِلشَّیطَانِ فِیهِ نَظْرَةً; کسى که تصمیم به کار خیرى گرفت باید در آن شتاب کند زیرا به هنگام تأخیر، شیطان ممکن است در آن وسوسه کند و آن را (براى همیشه) به عقب بیندازد». بدیهى است که هیچ گونه تضادى بین این گونه از روایات نیست. عجله مذموم در جایى است که انسان بدون فراهم شدن مقدمات و امکانات شتاب کند و نیروى خود را به هدر دهد و عجله ممدوح آن است که هرگاه تمام مقدمات و امکانات فراهم شد به تأخیر نیندازد زیرا شیاطین انس و جن ممکن است در آن موانعى ایجاد کنند. درمورد نکوهش از دست دادن فرصت ها نیز روایات فراوانى از معصومین(علیهم السلام)در کتب مختلف نقل شده است ازجمله در حدیثى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «تَرْکُ الفُرَصِ غُصَصٌ; از دست دادن فرصت ها سبب انواع غصه هاست». در حدیث دیگرى از امیرمؤمنان(علیه السلام) آمده است: «مَنْ أَخَّرَ الْفُرْصَةَ عَنْ وَقْتِهَا فَلْیکُنْ عَلَى ثِقَة مِنْ فَوْتِهَا; کسى که به موقع از فرصت استفاده نکند مطمئن باشد که فرصت از دست خواهد رفت». روشن است که استفاده کردن از فرصت به معناى عجله بى جا نیست بلکه شتاب و سرعت در کارهایى است که اسباب آن فراهم شده و هر لحظه ممکن است موانعى پیش آید. در این گونه موارد باید شتاب کرد و پیش از فوت فرصت به مقصد رسید

ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 3 اردیبهشت 1397


ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 3 اردیبهشت 1397


ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 3 اردیبهشت 1397
۱۳۹۷/۰۲/۰۳ - ۰۴:۰۰ ۰ A

حدیثی از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) درباره قبر و یاد مرگ را در ادامه می خوانید.

به گزارش افکار نیوز ، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند:

 قبر هر روز ۵ مرتبه انسان را صدا میزند،

۱- من خانه فقر هستم با خودتان گنج بیاورید.

۲- من خانه ترس هستم با خودتان أنیس بیاورید.

۳- من خانه مارها و عقرب ها هستم با خودتان پادزهر بیاورید.

۴- من خانه تاریکی ها هستم با خودتان روشنایی بیاورید.

۵- خانه ریگ ها و خاک ها هستم با خودتان فرش بیاورید.

 گنج : لا اله إلا الله

 انیس : تلاوت قرآن

 پادزهر : صدقه ، خیرات

 چراغ : نماز نمازشب

 فرش : عمل صالح

 



ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 3 اردیبهشت 1397
/۰۳ - ۰۸:۰۰ ۰ A

حدیثی از امام سجاد (علیه السلام) در متن خبر آمده است.

به گزارش افکار نیوز ، امام سجاد (علیه السلام) می فرمایند:

هشدار! که منفورترین مردم نزد خداوند کسی است که سیره امامی را برگزیند ولی از کارهای او پیروی نکند.

 

منبع : الکافی،ج۸،ص۲۳۴

 

 



ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 2 اردیبهشت 1397


ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 2 اردیبهشت 1397


ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 2 اردیبهشت 1397


ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 2 اردیبهشت 1397


ارسال توسط حیدر امیرپور
(تعداد کل صفحات:368)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ